ای شهر آشوب من
شهر من همه آشوب شد از قهرت،
سرزمینم همه اغتشاش از رأيت،
سر ريز از اتهام .
تنها در سرزمين من است كه عروسك خر و ميمون
پر فروش ترينها هستند،
تنها اينجاست كه راوي آنگونه روايت مي كند و نادم اينگونه ندامت،
مُخبر آنگونه اِخبار مي نمايد و متهم اينگونه اعتراف،
حاكم آنگونه نان مي دهد و محكوم اينگونه جان.
تنها در ميهن من است كه اتاق فكر، دو جاست:
توالت و زندان
